سفارش تبلیغ
کیف موبایل Angry Birds
یک کیف موبایل شیک و جذاب با برند معروف و با کیفیت Golla، دارای جای هندزفری و کارت اعتباری
دستبند بلوتوث ویبره
وقتی گوشی شما زنگ بخورد شماره تماس طرف مقابل روی دستبند نمایش یافته و دستبند می لرزد.
اسپیکر فلش‌خور
اسپیکر شارژی کوچک دارای ورودی usb برای پخش فلش مموری و فایل های microSD
دستبند بلوتوث ویبره
مجمع فرهنگی مذهبی شهید روح الامین

وصییت نامه ی شهید عبد الله غلامی

جمعه 28/12/88 10:25 عصر| | نظر


 


 


وصییت نامه ها انسان را می لرزاند و بیدار می کند.           امام خمینی (ره)


 


شهادت همچون میوه ای است که نمی توان ان را نارس از درخت چید و سعادتی است که خداوند نصیب بندگان خاص و مقربان در گاهش می نماید .نصیب کسانی می کند که توانسته باشند از همه ی وابستگی ها دل کنده و قلبشان فقط و فقط از عشق خدا مالامال گشته باشد.


عاشقانی رنج می برند که خداوند انان را زودتر به لقای خویش نمی رساند ،زیرا انان با تک تک سلول های بدن خود باور دارند که مهم ترین بهره برداری از این دنیا پرواز به سوی خداست .


کوتاه ترین را جهاد شهادت است و جبهه میدان مبارزه است .


روزهای کم رنگ

جمعه 28/12/88 10:24 عصر| | نظر

روزهای کم رنگ


 تو هم گوش کن ،صدای خرد شدن پاییز را ...پوسته پوسته شدن تن خشک درختان را ببین ...


هنوز از اسمان ،حماسه ی برف جاری است اما زمین تن به تسلیم شدن نمی دهد .


مروارید های درخشانی به رنگ باران به پیشواز زمین می ایند و بوسه بارانش می کنند ،می ایند تا قلب زمین را از سینه ی خاک بیرون کشند و در اسمان پروازش دهند اما گویا زمین نمی خواهد،ان چنان سفت و محکم این پایین را چسبیده که حتی تحمل این همه مرداب و لجن برایش مهم نیست ...


کاش بیایی و با شکوه و عظمتی که با هر قدمت ،تداعی یک دنیا ارامش است ،اخم پاییزی شیاطین زمان را که تبسم کودکانه هر شیر خواری را می دزدد،بزدایی.


عمری است که غباری از حسرت ،دیده ام را گرفته و چنان در سنگلاخ روزگار گم گشته ام که راهی جز سردرگمی در پیش رویم نمی بینم.


در هوایی پر از ذرات بیگانگی و توهم مانده ام...


نفس هایم را به سختی بیرون می دهم ارزویم همه این است که از انتها ی راهی که در ان قدم می گذارم نترسم و بی ان که کسی یا چیزی سد راهم شود بروم ،بروم تا شاید به ان مقصدی که هزار بار نشانم داده اند و هر بار با غفلتی نامفهوم از کنارش گذشتم ،برسم...


ان جا که مال و منالش ،پادشاهی اش و سعادتش همه وهمه در دست توست .


شاید به ان جایی رسم که شایستگی دیدن رویت و استشمام بویت را بیابم ویا نه ...بمیرم وخاکم قدم گاه قدوم مبارکت باشد...


کاش لحظه لحظه ی وجود مغلولم را مملو از حس رهایی بیابم و برای یک نظر هم که شده دیده ام باز شود .


از خود دور شده ام ،سست اندیش شده ام و از این همه بد احوالی و، ملامت گریزی نیست .


خدا کند روزی بیایی که دیده ما را به نور خود منور سازی نه ان روزی که دیگر حنایمان در پیش وجود عزیزت رنگی نداشته باشد ...


ای ارواحنا فداک


 


مدینه شجاعی


دست نوشته ای تز شهیدعلم الهدی

جمعه 28/12/88 10:21 عصر| | نظر

 <\/h2>

«من در سنگر هستم، در این خانه محقر، در این خانه فریاد و سکوت، فریاد عشق و سکوت. در این خانه سرد و گرم، سردی زمستان و گرمای خون. در این خانه ساکن و پرجوش و خروش، سکون در کنار رودخانه و هیجان قلب و شور شهادت. خانه نمناک و شیرین، نم آب باران و طعم و لذت شیرین شهادت. خانه بی شکل و زیبا، بی شکلی ساختمان و زیبایی ایمان. خانه کوچک و با عظمت، کوچکی قبر و عظمت آسمان. این خانه کوچک، این سنگر، این گودی در دل زمین، این گونی های بر هم تکیه داده شده پر از حرف است، فریاد است، غوغاست... صدای پر محبت اصغر و حرف زدن آرام رضا و خوش زبانی منصور. بغض گلویم را گرفته، قطرات اشکم هدیه تان باد.


تنهایی، عمیق ترین لحظات زندگی یک انسان است. خدایا این خانه کوچک را بر من مبارک گردان.


در این چند روز با خاک انس گرفته ام، بوی خاک گرفته ام، رنگ خاک گرفته ام. حال می فهمم که چرا پیامبر(ص)، علی بن ابی طالب(ع) را ابوتراب نامید.» (سردار شهید «سید حسین علم الهدی» جهاد در قرآن/ص140)